عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
52
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
من التّوبه » « 1 » را مطرح مىكردهاند ، مىتوان اين بر ساختهء فرضى را كه بواقع بوئى از حقيقتنمائى به مشام نمىرساند ، به گوشهاى افكند « 2 » . گفتيم كه پيدايش رابعه ، صورتي به تصوّف بخشيد كه با صورت معمول در روزگار أو تفاوتهائى را نشان مىداد . أو ، در بحاصل آوردن اين تغيير از سوئى به مستحكمتر نمودن آداب وقواعد صوفيانه پرداخت واز سوئى ديگر مفاهيمى اساسى را بر أساس قالبهاى لفظي پيشينيان ومعاصرانش براي تصوّف پايهريزى وطرّاحى نمود كه هر چند صورت تكامل يافتهء آن را تنها در انديشههاى شيخ أكبر وبصورتى ناقصتر در آثار حلّاج واحمد غزالى وعين القضاة همداني مىتوان يافت ، امّا شكى نيست كه بذرهاى اوّليه اين گونه از نگرش به بعضي از اصطلاحات بوسيلهء أو در زمينهء انديشهء صوفيانه پاشيده شد . رابعه در راستاى محكمتر كردن آداب صوفيانه - كه شايد بتوان روش أو را « غليظتر كردن » آن قواعد ناميد - به تعليم همسلكانش مىپردازد وحتّى بر مشايخ معروف روزگارش خردهگيرى مىنمايد . يكى از اين قواعد به سوئى نهادن خوراك حاصل آمده از حيوانات است . مىدانيم كه صوفيان از همان ابتداى پيدايش ، گوشت وهر نوع غذاى حيواني ديگر را مكروه مىداشتهاند واستفاده از آن را به حد أقلّ ممكن مىرساندند ، با اين وجود رابعه به مشهورترين شيخ آن عصر يعنى حسن بصرى تعليم مىدهد كه خوردن « اندكى پيه پياز » باعث شده است كه نتواند با أو همسانى كند « 3 » . هر چند اين نكته بدنبال واقعهاى پيشبينى نشده به گوش بصرى رسيد وآن را نمىتوان از گونهء آموزشهاى مدرسى وقانونمند بحساب آورد امّا هشدارى به أو بود كه به نگرش خاصّ رابعه به اين
--> ( 1 ) . بنگريد : لطائف الإعلام في إشارات أهل الإلهام ذيل اصطلاحى با همين عنوان . اين بنده در پاورقى صفحهء مذكور طرحكنندگان « توبه از توبه » را بشرح ياد نمودهام . ( 2 ) . عطّار هم اطمينانى بر اينكه رابعه چنين صورتي بخود گرفته باشد ندارد چه در نقل اين مطلب ، عبارت « گروهى گويند » را بكار برده است . نيز هيچ دليلي در دست نداريم كه أو را شاعرى بدانيم « كه از تخيّلى قوى برخوردار است » و « مىخواهد چهرهاى خيالي از رابعه ترسيم كند » ( بنگريد : شهيد عشق الهى ص 18 ) تا تمامى والائىهاى ذاتي شخصيّت أو را منكر شويم واز أو چنين تصويرى ارائه دهيم . ( 3 ) . بنگريد : تذكرة الأولياء ج 1 ص 65 .